چرا رانندگی مردم دیگر کشورها بهتر از ایران است؟

چرا رانندگی مردم دیگر کشورها بهتر از ایران است؟

رانندگی در کشور ایران برای کسانی که از خارج از کشور آمده اند بسیار سخت است چون با حرکت هایی در خیابان مواجه می شوند که صحیح نیست. آمار بالای تلفات جاده ای و در کنار آن چند برابر معلول و مجروح در کشورمان چیز عجیبی نیست. شاید همه ما آشنا یا فامیلی را سراغ داشته باشیم که در یک حادثه رانندگی جان خود را از دست داده باشد

سایت الف نوشت: دوستی از مرد جوان و با استعدادی می گفت که در روستایی از مناطق چهارمحال بختیاری به دنیا آمده و با وجود فقر و کمبودهای فراوان خود را به مدرسه و بعد دانشگاه رساند و با صورت سرخ نگه داشته شده از سیلی به کارشناسی ارشد هم رسید، اما پایان زندگی این مرد جوان نه آسایشی برگرفته از زحمات طاقت فرسای سه دهه از عمر و نه استفاده از این استعداد در جامعه بلکه پیچیده شدن طومار زندگی در یک تصادف بین شهری بود.

با سفرهای نوروزی یا تعطیلاتی چند روزه، صدها هزار وسیله نقلیه از سیستم بسته شهری وارد شریان ها جاده ای می شوند و هر بی احتیاطی و نقص فنی می تواند زمینه بروز یک حادثه یا فاجعه را ایجاد کند. اگر چه در گروه بندی علل حوادث، همیشه یک عامل اصلی مثل “انحراف به چپ” یا “عدم توجه به جلو” به چشم می خورد ولی بی تردید

عوامل متعددی در شکل گیری آن سهم دارند که بخشی از آن ها به وضعیت جاده و خودرو و برخی هم به رعایت نکردن قوانین رانندگی و فرهنگ مردم مربوط می شود.ما در کنار جنبه های برجسته، ارزشمند، عمیق و زیبای فرهنگی باید قبول کنیم که نقاط ضعف هم داریم. سهل انگاری و قانون گریزی شاید یکی از نمونه های بارز آن ها باشد.

ایمنی برای برخی نه یک اصل و خط قرمز بلکه یک کالای لوکس به حساب می آید. خودرو نه وسیله ای برای رسیدن سریع و امن به مقصد بلکه وسیله ای برای ابراز فخر و تجمل یا ارابه ای برای نشان دادن توانایی و قدرت یا زرنگی و توانمندی راننده آن تبدیل می شود. همین که ماشین راه برود برای بعضی ها کافیست، سلامت فنی و وضعیت خودرو تا زمانی که باعث زمین گیر شدن آن نشود، چندان اهمیتی پیدا نمی کنند.

معمولا برنامه ریزی دقیق نمی کنیم که با تغییر روز یا ساعت حرکت به یک مقصد پر مسافر، هم ترافیک کمتری ایجاد کنیم و هم خودمان با ترافیک مواجه نشویم، اخطارهای هواشناسی را جدی نمی گیریم، به توانایی خود در شرایط خاص و آب و هوایی یا رانندگی در شب تردید نمی کنیم. اگر بینایی ما خوب نیست، حال روحی مناسبی نداریم،

مثلا عصبانی یا ناراحت هستیم، تمرکز نداریم، خواب آلود و خسته هستیم و … فکر نمی کنیم نشستن پشت فرمان یک خودرو می تواند تا چه حد خطرناک باشد.عجله داریم و کم ظرفیت هستیم، با چراغ زدن های ممتد و گاهی بوق کشیده می خواهیم هر کس سر راه قرار گرفته از راهمان دور کنیم! وقتی مسیر پر حجم می شود،

دنبال رفتن از حاشیه جاده، از میان خودروها، از زیرگذرها و مسیرهای کناری هستیم تا از بقیه که لابد بیکار و بی مسئولیت هستند جلو بزنیم!! حتی شده به اندازه ده متر، به اندازه دو ماشین، از حاشیه می رویم و دوباره به زور به جاده اصلی برمی گردیم. فکر هم نمی کنیم که اگر برای جان خود و همراهانمان ارزش قائل نیستیم، ارابه مرگ ما ممکن است جان خانواده یا حتی خانواده های دیگری را هم بگیرد.

در بخش فنی هم تولید یا واردات قطعات کم یا بی کیفیت توسط برخی سودجویان، تعمیرات سرسری و سهل انگارانه توسط افراد فاقد دانش و صلاحیت کافی یا بی توجه و بی مسئولیت، خود قطعه ای دیگری از پازل تصادفات جاده ای هستند. یکی از جوانانی که می شناختم صرفا سر این جان شیرین و آرامش والدین و همسرش

را برای ابد با خود در نقاب خاک کشید که رادیاتور تازه تعمیر خودروی وی در جاده کرج مجدد جوش آورد و وی مجبور شد از آن سوی جاده آب بیاورد اما عمرش دیگر کفاف نداد که رادیاتور را پر کند! تعمیرکاران سهل انگار یا عاملان عرضه قطعات بی کیفیت یا تقلبی اصلا به عواقب کار خود فکر نمی کنند! فکر نمی کنند که سود بیشتر آن ها می تواند

زمینه ساز چه حوادث دهشت باری باشد. البته برخی خودروهای ما هم با نداشتن استحکام کافی، نداشتن کیسه هوا (ایربگ) یا ترمز قابل اطمینان، از عوامل دیگر ترسیم این تابلوی ترسناک هستند.سری به یک کشور غربی می زنیم تا ببنیم چرا آن ها خوب رانندگی می کنند و ما چه تفاوتی با آنها داریم. اول باید توجه کنیم که شاید

در کمتر کشوری حجم انبوهی از مسافران در مقاطع خاص زمانی به سمت چند مقصد مثل شمال، خراسان یا جنوب سرازیر شوند، بنابر این یکی از مشکلاتی که ظرفیت بروز خطا را بیشتر می کند خود به خود در آنها وجود ندارد. اما آموزش، مقررات دقیق و شدید و عواقب اقتصادی سهل انگاری سه عامل مهمی هستند که مردم را به تدریج به فرهنگ احتیاط و رانندگی صحیح سوق داده اند.

در ایالت اونتاریو در کانادا گواهینامه رانندگی پایه دو، در سه مقطع داده می شود (شبیه به رویه ای که اخیرا در کشور ما هم تصویب شده). در مرحله اول شخص پس از معاینه چشم در محل آزمون و سپس موفقیت در امتحان آیین نامه، گواهینامه مرحله اول (موسوم به G1) را دریافت می کند. صاحب این گواهینامه به شرطی حق رانندگی دارد

که حتما در کنار او فردی با گواهینامه مرحله سوم (موسوم به G یا Full G) نشسته باشد. پس از گذشت یک سال از صدور این گواهینامه، شخص حق دارد وارد مرحله بعد شود. در این مرحله آزمون عملی رانندگی شامل درست پیچیدن در تقاطع ها، توجه به چراغ، دقت در بررسی نقاط کور در هنگام هر چرخش، چراغ چشمک زدن و… می شود.

از نکات مهم رعایت سرعت است به گونه ای که نباید بالاتر از حداکثر و نه بدون علت کند باشد (راننده بتواند با سرعتی متناسب با حداکثر اعلام شده رانندگی کند). در صورت موفقیت گواهینامه مرحله دوم (موسوم به G2) داده شده و شخص می تواند تا 5 سال از آن استفاده و به تنهایی رانندگی کند. اگر در طی این 5 سال موفق به گذراندن آزمون عملی G (سخت گیری بیشتر در رعایت قوانین و رانندگی در بزرگراه ها) شد، گواهینامه دائمی می شود.

البته پلیس حق دارد اگر تشخیص داد کسی توانایی رانندگی ندارد، نسبت به ابطال گواهینامه اقدام کرده و فرد را الزام به آزمون مجدد کند.مساله بعدی قاطعیت قانون و جریمه های سنگین با عواقب طولانی مدت است. تقریبا در تمام خیابانهای فرعی و در سر هر تقاطع تابلوهای ایست قرار گرفته است. اگر چه احتمال حضور پلیس شاید

یک درصد مواقع هم نباشد ولی اگر دوربینی در محل گذاشته شود، ملاحظه خواهید کرد که در تمام ساعات شبانه روز، تقریبا همه خودروها طی ترتیب مشخصی که در آیین نامه آموزش داده شده سر تقاطع می ایستند و به نوبت حرکت می کنند. هر راننده موظف است که در جلوی هر تابلوی ایست در خیابانهای فرعی توقف کامل کند (سرعت به صفر برسد) و بعد از سه ثانیه و با بررسی تقاطع و اطمینان از عبور نکردن عابر پیاده و براساس حق تقدم حرکت کند.

یعنی به جای یک احتیاط دائم که هر کسی انتظار داشته باشد از هر فرعی به ناگاه موتورسیکلت یا خودرویی بدون اخطار خارج شود، تابلوهای ایست و مقررات تکلیف را معلوم می کنند. اگر چه در ابتدا ترس از جریمه زیاد و عواقب آن ممکن است انگیزه اصلی برای رعایت قانون باشد ولی به تدریج در ضمیر ناخودآگاه افراد، این نوع رانندگی

به یک اصل تبدیل می شود. اگر پلیس فردی را به علت عبور ناخواسته یا عمدی از تابلوی ایست جریمه کند نه فقط مبلغ 110 دلاری باید پرداخت شود بلکه سه امتیاز منفی، ثبت تخلف به مدت سه سال در سوابق گواهینامه، احتمال افزایش مبلغ بیمه نامه و مقصر شناخته شدن در صورت تصادف هم جزو آثار آن است. شرکت های

بیمه عطش زیادی دارند تا با اطلاع از هر گونه جریمه و تخلف بر مبلغ بیمه تا مدتها اضافه کنند. شدیدترین عواقب در رانندگی که ماهیت مجرمانه هم دارد شامل رانندگی در حال مستی، رانندگی خطرناک، رانندگی در حالی که گواهینامه تعلیق شده، بی توجهی به دستور پلیس، فرار از صحنه تصادف، قتل، مسابقه گذاشتن، سرعت بالاتر از 50 کیلومتر از میزان اعلام شده و خودداری از آزمایش تنفسی می شود.

این سلطه قانون و ذهن قانون مند شده است که موجب می شود با شنیدن آژیر نیروهای امدادی همه در هر حالتی که هستند خودروی خود را متوقف کنند یا از جلوی وسیله امدادی کنار بروند تا رد شود یا وقتی سرویس ویژه مدرسه چراغ قرمز چشمک زن خود را روشن می کند (هنگام سوار و پیاده کردن دانش آموزان)، هیچ خودرویی از فاصله 20 متری حق عبور ندارد

و اگر عبور کند علاوه بر 6 امتیاز منفی برای گواهینامه در بار اول 400 تا 1000 دلار و در صورت تکرار 1000 تا 4000 هزار دلار جریمه و احتمال 6 ماه زندانی خواهد داشت.البته اگر راننده ای به جریمه خود یا مامور صادر کننده اعتراض داشته باشد، به راحتی می تواند شکایت یا اعتراض خود را ثبت و پی گیری کند. اما در عین حال اگر بدون اعتراض

جریمه را پرداخت نکند گواهینامه اش تعلیق خواهد شد و رانندگی در این حالت به معنی 1000 تا 5000 دلار جریمه جدید و 30 روز تا 6 ماه تعلیق اضافه تر خواهد بود.

در کل: آموزش برنامه ریزی شده، نظارت قاطع و در نظر گرفتن عواقب سنگین اقتصادی، تخلفات رانندگی را بسیار کاهش داده و در نتیجه تصادفات منجر به جراحت و معلولیت و مرگ نیز به حداقل خود می رسند. البته این موضوع را هم باید در نظر داشته باشیم که خودروها ارزانتر هستند و با شرایط آسان به فروش می رسند برای همین کسی

یک وسیله نقلیه را بیست یا سی سال نگهداری نمی کند بلکه برعکس برای کم کردن نرخ بیمه و میزان سوخت، مردم ترجیح می دهند از ماشین های پرمصرف و قدیمی استفاده نکنند، مکانیک ها آموزش دیده و مسئول در قبال تعمیرات خود هستند، رانندگان خود را رقیب یکدیگر نمی دانند و در تلاش برای رو کم کنی!! نیستند.

کسی جز نیروهای امدادی معمولا عجله شدیدی برای رسیدن به مقصد ندارد یا حاضر نیست برای چند دقیقه زود رسیدن خطر مالی یا جانی را تحصیل کند. در زمان آغاز یا تعطیلی مدارس نیروهای کمکی پلیس با داشتن تابلوهای ایست سر تقاطع های مسیر می ایستند تا احتمال تخلف باز هم کمتر شود، وسایل نقلیه موظف هستند

تا در زمان ایستادن پشت سر هم به گونه ای توقف کنند که لاستیک ماشین جلویی را بتوانند در شیشه جلو ببینند (نه مثل خیلی از ما که فکر می کنیم باید سپر ماشین در چند میلی متری خودروی جلویی باشد)، اگر چراغ یک تقاطع مشکل پیدا کرد یا خاموش بود، رانندگان موظف هستند مقررات چهارراه های فرعی یعنی عبور به ترتیب یک خودرو از هر طرف

را تا زمان درست شدن چراغ پی گیری کنند نه این که با مسابقه از هم باعث قفل شدن تقاطع و معطلی همه شوند. به محض روشن کردن ماشین، چراغ جلو به صورت خودکار روشن می شود چرا که مشخص شده احتمال تصادف را کمی کمتر می کند، داشتن صندلی ویژه برای کودکان الزامیست، کسی حق تنها گذاشتن کودک در خودرو را ندارد

و در صورت مشاهده مردم به پلیس تلفن می کنند، تصور این که موتورسوار بدون کلاه ایمنی دو سه ترکه بنشاند یا کودک خود را سوار موتور کند اصلا به ذهن خطور هم نمی کند… همه این تجربیات هستند که می توانند در کنار رصد کردن مرتب رخدادهای ترافیکی و به روز کردن قوانین و مقررات ضامن کاهش خسارات مالی و جانی باشند